فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٧ - سياست شوم مأمون
سياست شوم مأمون
مأمون در ميان خلفاى عباسى به هوش و ذكاوت، تدبير و كاردانى معروف بود و به خاطر يك سلسله مسائل سياسى خاص، به علم وفرهنگ علاقه فراوانى نشان مى داد.
وى به خوبى مى دانست كه فرزندان عباس در قلوب مردم پايگاهى ندارند وقلوب مسلمانان متوجه خاندان پيامبر و فرزندان امام على بن ابى طالب(عليه السلام)است كه در آن زمان در رأس آنان فرزند امام هشتم قرارداشت. او مى دانست كه هدف نهضت گران و انقلابى ها درگوشه و كنار كشورهاى اسلامى، زمامدارى شخصيتهاى روحانى يعنى نايبان حقيقى خدا و حجت الهى در زمين اند. او به جاى اعمال سياست زور، به فكر افتاد كه محورهاى انقلاب ها ونهضت ها را كنار خود جاى دهد تا فعاليتها وكوششهاى آنان وروابط افراد را با آنها تحت نظر بگيرد وبه همين جهت امام هشتم را با تشريفات خاصى به خراسان آورد. ولى از فزونى نفوذ امام درقلوب مردم خراسان بيمناك شد وناجوانمردانه اورا شهيد كرد.
شهادت امام هشتم خطر را به كلى بر طرف نكرد، زيرا مى دانست فرزند او به تدريج محور انقلاب و هسته مركزى براى نهضت علوى ها و شيعيان درخواهد آمد، ازاين جهت همان سياست شوم خود را تعقيب كرد واورا به بغداد طلبيد وبراى جلب قلوب شيعيان، دختر خود«ام الفضل» را به عقد او درآورد تا به گونه اى رضايت شيعيان را به دست آورد.
مسئله تزويج دختر «مأمون» با امام نهم هرچند مورد رضايت عباسيان